حضرت امام رضا (ع) با عِمران صابی رهبر گروه صابئین مشغول بحث بودند گفت و گو به جائی رسیده بود
که کم کم حالت پذیرش در عمرانِ پر مدّعا پیدا شده بود. در این هنگام صدای اذان به گوش رسید
امام رضا (ع) فرمودند :
حَضَرَتِ الصَّلوه ، وقت نماز شده است
عمران گفت : آقا
قَد لانَ قَلبی ، الان دلم نرم شد
اگر یک مقدار دیگر ادامه دهید شاید مسلمان شوم
امام رضا (ع) قبول نکردند و فرمودند: نماز می خوانیم و بر می گردیم و ادامه می دهیم. حضرت نماز خواندند و برگشتند و بحث را دنبال کردند و عمران مسلمان شد
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 18:1
برادران شهید ...ما را در سایت برادران شهید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144