
یکی از دوستان نزدیک شهید رجائی چنین می گوید: یک روز حدود ظهر ، نزد شهید بزرگوار رجائی بودم که صدای أذان شنیده شد در حالی که ایشان از جایشان حرکتی کرده می خواستند خود را برای اقامة نماز آماده کنند یکی از خدمتگزاران وارد اتاق شد و گفت: غذا آماده است ، سرد می شود ، اگر اجازه می دهید بیاورم شهید رجائی فرمودند: خیر بعد از نماز. هنگامی که خدمتگزار از اتاق خارج شد ایشان با چهره ای متبسّم و دلی آرام خطاب به من فرمودند: عهد کرده ام هیچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم ، اگر زمانی ناهار راxa0 قبل از نماز بخورم...
ادامه مطلب