برادران شهید

متن مرتبط با «حضرت» در سایت برادران شهید نوشته شده است

وفات حضرت معصومه (س)

  • نیلوبلاگ

    در میان فرزندان امام موسی بن جعفر (ع) دو فرزند ایشان یعنی آقا امام رضا (ع) و حضرت فاطمه کبری ملقّب به معصومه از ویژگی های خاص برخوردار بودند تا ادامه دهنده خط امامت بعد از پدر بزرگوارشان امام موسی بن جعفر (ع) باشند . حضرت معصومه و آقا امام رضا (ع) هر دو در دامان یک مادر به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بودند پرورش یافتند ، این در حالی بود که پدر بزرگوارشان امام موسی بن جعفر (ع) پیوسته در زندان هارون الرشید بسر می بردند و سرانجام در همین زندان در حالی که حضرت معصومه 10 سال...

    ادامه مطلب
  • استفتائات – تسبیحات حضرت زهراء (س)

  • نیلوبلاگ

    * سؤال * برنامه نمازگزاران در این منطقه بدین صورت است که بعد از نماز ، تکبیر و همان شعار معروف ( اعلام انزجار از دشمنان ) خوانده می شود و سپس تسبیحات حضرت زهراء (س) گفته می شود ، عده ای از نمازگزاران بر این اعتقادند که تسبیحات حضرت زهراء (س) مقدم بر هر چیزی است و فضیلت آن در این است که بدون فاصله بعد از نماز گفته شود ، ضمن اینکه این افراد نیز دوست دارند که این شعارهای مذکور نیز داده شود و خود نیز بگویند ، منتهی بعد از تسبیحات حضرت زهراء (س) ، تکلیف ما چیست ؟ * جواب * به هر نحو که عمل ...

    ادامه مطلب
  • توسل به حضرت علی اصغر (ع)

  • نیلوبلاگ

    گفتن 10 مرتبه اين ذكر را بعد از نیمه شب اثر عجیبی در رفع گرفتاری و شدائد و دشواریها دارد أللّهُمَّ اُشهِدُکَ بِدَمِ المَظلُوم خدايا تو را شاهد مي گيرم به خوني كه مظلومانه ريخته شد در این توسل از عبارت خون مظلوم ، خون حضرت علی اصغر (ع)xa0 اراده شود در بعضی نسخه ها داردxa0 اَللّهُمَ اُنشِدُکَ بِدَمِ المَظلُوم کتاب کشکول امامت جلد 3 صفحه 49 ، امامی کاشانی xa0نوشته شده در xa0سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa017:39 ...

    ادامه مطلب
  • توسل به قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل (ع)

  • نیلوبلاگ

    در یک مجلس 133 مرتبه گفتنِ یا کاشِفَ الکَرب عَن وَجهِ الحُسَینxa0 إکشِف کَربی بِحَقِّ أخیکَ الحُسَین عدد عباس به حروف أبجد 133 می باشد. کتاب گل های ارغوان صفحه 172 ، میرزا رضا سقازاده - کتاب روح و ریحان صفحه103 xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa017:41 ...

    ادامه مطلب
  • وفات حضرت سکینه (س)

  • نیلوبلاگ

    حضرت سکینه دختر امام حسین (ع) و حضرت رباب دختر اِمرَءُ القَیس می باشد نام اصلی سکینه ، آمنه یا أَمَیمَه است که از جانب مادر ، لقب سکینه گرفت و به همین لقب مشهور گردید. حضرت سکینه در دامن مهرانگیز پدری چون امام حسین (ع) و مادری همچون حضرت رباب و عمه گرانمایه اش حضرت زینب (س) پرورش یافت و از راهنمائی و تربیت ناب برادرش امام سجاد (ع) در دوره امامت آن حضرت بهره های وافری برد . وی از زنان خردمند و دانای عصر خویش بود که علاوه بر بهره مندی کامل از حسن جمال xa0از فضائل معنوی مانند تعبد ، تدین...

    ادامه مطلب
  • آغاز امامت حضرت صاحب الامر (ع) - عید بَقَر

  • نیلوبلاگ

    نهم ربیع الاول ، آغاز امامت آخرین وصی پیامبر خاتم xa0و در حقیقت آغاز امامت بقیه الله یعنی آخرین ذخیره خداوند در مجموعه انبیاء و اوصیاء برای هدایت بشر در روی زمین می باشد . نهم ربیع عید شیعه است ، یک عید صرفا شیعی که در اسناد و مدارک اسلامی از جمله در کتاب مفاتیح الجنان از آن به عید بَقَر تعبیر شده است . بَقَر یعنی شکافنده و جدا کننده ، بقر یعنی یک چیز را از حالت یکپارچه در آوردن و در میان آن شکاف ایجاد کردن و فاصله انداختن بین اجزاء آن با شکل گیری سقیفه بنی ساعده و منزوی نمودن امام و ...

    ادامه مطلب
  • ازدواج پيامبراكرم (ص) با حضرت خديجه (س)

  • نیلوبلاگ

    پيامبر اكرم (ص) 15 سال قبل از هجرت یعنی دو سال قبل از بعثت در سن 25 سالگی با حضرت خديجه كبري (س) ازدواج نمودن ، حضرت خديجه یکی از بزرگترین ثروتمندان مکه بودند که به امر تجارت و بازرگانی اشتغال داشتند . حضرت خدیجه (س) با داشتن روحیه معنوی به واسطه آشنائی با کتب آسمانی ، انتظار پیامبر موعود را می کشیدند و مرتب با مراجعه به علما و دانشمندان زمان خود علائم نبوت آن حضرت را جويا مي شدند . ايشان هيچ شوهري اختيار نكرده ، باكره و عذرا بودند تا اين كه خود در سن 40 سالگي ، پيشنهاد ازدواج به پيام...

    ادامه مطلب
  • خاطره سید آزادگان از توسل یک اسیر به حضرت زهرا(س)

  • نیلوبلاگ

    آزاده مصطفی ترک همدانی می گوید: مرحوم حجت الاسلام ابوترابی در دوران اسارت برایمان خاطرات و معجزات زیادی تعریف میکرد که خاطره زیر یکی از همانهاییست که ایشان برایمان گفت و اکنون نیز در کتاب اروند منتشر شده است. سید آزادگان گفت: در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان میگفتیم، اما به گونهای که عراقیها متوجه نشوند. روزی جوان هفده ساله ضعیف و با جثهای نحیف، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «اذان میگویی؟ بیا جلو!» یکی از برادران به نام اسدآبادی میدانست...

    ادامه مطلب